بزار شک کنم غبار شیشه صفحه امضای من وتوست
یا که بارون اومد و رفت از دلم نقش تو رو شست
بزار شک کنم همون نسیمی که غریب و بی تامل
پرده شیشه رو رقصوند راز بارون و برام گفت
نه دیگه بسه شکستن ، منو از قصه جدا کن
من کوچیکم واسه نقشم منو از خودم رها کن
قلم و کاغذ و بردار با یه جمله راحتم کن
خط بکش رو نقش اول خالی از اسارتم کن
منو نقطه چین کن از من تکه تکه کن نگامو
نفسامو خط خطی کن پاره پاره کن صدامو
سلام به اهالی قلم.
قصد داریم که دور جدیدی از فعالیتها رو در وبلاگ ادبی دانشجویان مجتمع آموزش عالی جهرم شروع کنیم و در این راه از تمامی دانشجویان عزیز علاقه مند به فعالیت در انجمن ادبی دعوت به همکاری می کنیم .
دوستانی که تمایل دارند می تونند در قسمت نظرات , ایمیلشون رو قرار بدن یا بصورت حضوری به آقای طاهری ( علمی کاربردی نرم افزار - ۸۶ ) مراجعه کنند .
برای همه شما عزیزان آرزوی بهروزی دارم .
در پناه حق باشید ...
بین کلمات